تبلیغات
***ققنوس*** - طالب
درباره وبلاگ

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

مدیر وبلاگ : بوی بارون
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
***ققنوس***
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
سه شنبه 17 فروردین 1395 :: نویسنده : بوی بارون        
یک روز شخصی به نزد سقراط میره و بهش میگه من میخوام خیلی چیزاها یاد بگیرم و عاشق علمم و عاشق یادگیریم
سقراط هم اون فرد رو میبره دم رودخونه و میپرسه میخوای علم یادبگیری؟ اون میگه اره و سقراط میگه سرتو بکن پایین!
اون هم به حرف سقراط گوش میده و سرش میکن پایین و بعدسقراط یهو سر اونو میکنه داخل آب و نگه میداره اون هم
یک سره برای رهاشدن ازمرگ و خلاص شدن همینطور که سرش تو آب بود هی با سرعت دست و پامیزد
و چیزی نمونده بود  که خفه بشه سقراط سرش از آب میکشه بیرون بعد از کلی نفس نفس زدن، رو به سقراط میکنه
و باعصبانیت میگه این چه کاری بود کردی داشتم خفه میشدم و چیزی نمونده بود بمیرم و سقراط ازش پرسید وقتی که
سرت تو آب بود و داشتی خفه میشدی چه احساسی داشتی؟
اون هم با تعجب جواب میده و میگه به هیچی فکر نمیکردم جز اینکه از خفگی رها بشم و نجات پیدا کنم و سقراط هم بهش
میگه که هر موقع یه همچین احساسی برای یادگیری علم داشتی اونوقت بیا و علم یاد بگیر.
نتیجه:هدفی که تعیین میکنید باید هدفی باشه که شور و اشتیاق بسیار زیادی برای رسیدن بهش داشته باشد مانند احساسی
که سقراط تو داستان به اون فرد گفت بنابراین شور و اشتیاق و هیجان برای رسیدن به هدف بسیار مهم مانند
هدف ادیسون برای اختراع لامپ که میخواست مادرش از مرگ نجات بده که براش خیلی مهم بود که نهصدو نود و نه بار
آزمایشگاهش ترکید و اختراعش انجام داد
یا بیل گیتس که طرحش به هزار و یازده تا سرمایه گذار نشون داد که بعد از هزار بار نشان دادن طرح یازده نفرقبول کردند که
رو طرحش سرمایه گذاری کنند.
یا مانند استیوجابز بنیان گذار اپل که از اپل خارج شد و بعد از تلاش زیاد طی یه مدت دوباره به اپل برگشت و....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر