تبلیغات
***ققنوس*** - هر وقت کسی شدی بگو خراب کنند
درباره وبلاگ

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

مدیر وبلاگ : بوی بارون
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
***ققنوس***
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
دوشنبه 25 مرداد 1395 :: نویسنده : بوی بارون        

داستان ضرب المثل , ریشه ضرب المثل های ایرانی

یکی بود ، یکی نبود . دانشجویی بود که هزار جور گرفتاری داشت . درس هایش زیاد بود . پول نداشت در شهری دور از زادگاهش درس می خواند روزی سرش را انداخته بود پایین و توی فکر بود راه می رفت که ناگهان سرش به تیرک سایبان یکی از مغازه ها خورد و به زمین افتاد . ضربه شدید بود . دنیا جلو چشمهایش تاریک شد . کمی که به خودش آمد صاحب مغازه را دید و گفت : مرد حسابی چرا تیرک سایبانت را این قدر پایین گذاشته ای ؟ مغازه دار قاه قاه خندید و گفت : مگر کوری ، چشمت نمی بیند ؟ حواست کجا بود . دانشجو گفت : سایبانت را خراب کنی و تیرک را بالاتر بساز . صاحب مغازه سینه اش را جلو داد و گفت : ببخشید . فقط منتظر دستور شما بودم تا امر بفرمایید . حالا کسی نشده ای که دستور بدهی برو هر وقت کسی شدی بیا و دستور بده تا خرابش کنم .


دانشجو در حالی که خیلی ناراحت و عصبانی بود راهش را گرفت و رفت . دو سه سالی گذشت یک روز که مغازه دار مشغول فروش جنس بود متوجه شد که چند سوار کار به طرف او می آیند . آنها نظامی بودند . سوارها با اسب هایشان پیش آمدند یکی از آن ها با صدای بلند گفت : آهای صاحب مغازه چرا سایبانت این قدر پایین است و مزاحم رفت و آمد مردم است ؟ زود باش سایبان را خراب کنی تا راه باز شود . صاحب مغازه گفت : از‌ آن طرف تر بروید . مگر مجبورید از این جا بروید . سوار کار گفت : خرابش می کنی یا دستور بدهم خرابش کنند . مغازه دار فریاد زد مگر شهر هرت است . من از دستتان شکایت می کنم .

 

نظامی گفت : برو شکایت کن ، یادت نمی آید ؟ چند سال پیش که سر من به سایبان تو خورد خودت گفتی برو هر وقت کسی شدی دستور بده ، سایبانم را خراب کنند . حالا من برای خودم کسی شده ام و دستور می دهم سایبان مغازه ات را خراب کنند .
مغازه دار دیگر حرفی نداشت که بزند .
از آن به بعد به کسی که در خواست و دستور نسنجیده ای بدهد ، می گویند ( هر وقت کسی شدی ، بگو خراب کنند )




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 25 شهریور 1396 07:11 ب.ظ
Woah! I'm really digging the template/theme
of this site. It's simple, yet effective.
A lot of times it's very difficult to get that "perfect balance" between user
friendliness and appearance. I must say you've done a great job with this.
Also, the blog loads extremely fast for me on Internet explorer.

Superb Blog!
شنبه 14 مرداد 1396 10:28 ق.ظ
Hey! This is my 1st comment here so I just wanted
to give a quick shout out and say I genuinely
enjoy reading through your posts. Can you suggest
any other blogs/websites/forums that cover the same
topics? Many thanks!
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:17 ب.ظ
Hi! I could have sworn I've visited this website before
but after going through a few of the articles I realized it's new to me.

Nonetheless, I'm certainly delighted I came across it and I'll be book-marking it
and checking back frequently!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر