تبلیغات
***ققنوس*** - کف دست مو ندارد
درباره وبلاگ

عبادت از سر وحشت واسه عاشق عبادت نیست
پرستش راه تسکینه پرستیدن تجارت نیست

مدیر وبلاگ : بوی بارون
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
داستان روزانه
***ققنوس***
تا شقایق هست زندگی باید کرد...
جمعه 26 آذر 1395 :: نویسنده : بوی بارون        

ریشه ضرب المثل های ایرانی, ضرب المثل های جالب

وقتی كسی مورد تهدید قرار بگیرد و بخواهد جواب تهدید كننده و مأیوس كننده بدهد كف دستش را نشان می دهد و  می گوید کف دست مو ندارد .

 

آورده اند كه ...

در سال ۵۶ یا ۵۷ قبل از میلاد مسیح ، اشك سیزدهم بر تخت سلطنت ایران نشست ، اُرُد نخستین پادشاه ایران است كه در زمان سلطنتش دولت ایران مجبور شد با امپراطوری مقتدر روم ، دست و پنجه نرم كند . در عرصه سلطنت دو سه تن از سرداران بزرگ روم بنامهای پومپه ژولیوس سزار و ماركوس زمامدار قلمرو وسیع امپراطوری روم گردیدند.

 

كراسوس به حكمرانی سوریه و سرداری سپاهی كه می باید به آن مملكت برود مأمور شد ولی سناتورها اجازه ندادند كه در این سمت و مأموریت با دولت اشكانی پارت جنگ كند . كراسوس كه مردی خسیس و طماع بود پس از استقرار در روسیه به منظور فتح ایران و هند عازم خاور شد و بر روی شط فلات پلی ساخت و چند شهر بین النهرین را تصرف كرد . آن گاه به علت فرار رسیدن فصل زمستان به روسیه برگشت تا در فصل بهار با آمادگی كامل به جنگ پادشاه اشكانی برود .

 

چون موعد مقرر فرا رسید دستور داد سپاهیان را از قشلاقها جمع كنند و منتظر فرمان باشند . در این وقت سفیرانی از طرف اُرُد ، اشك سیزدهم رسیدند و با كلماتی موجز و قاطعانه موضوع مأموریت خود را به كراسوس بیان كردند . پیام آنها قریب به مضمون این بود : اگر این لشكر را رومیها فرستادند پادشاه ما با آن جنگ خواهد كرد ولی چنانكه به ما گفته اند بر خلاف اراده و نیت دولت روم است و شما صرفاً برای منافع شخصی با اسلحه داخل مملكت پارتی ها شده شهر ما را تصرف كرده اید ، اشك حاضر است كه به ضعف و پیری شما رحم كرده و به سپاهیان رومی كه در شهرهای ما هستند اجازه بدهد از خاك ما بیرون بروند ، زیرا پادشاه ما این رومیها را زندانیان خود می داند .

 

كراسوس با تكبر جواب داد : قصد و نیتم را در سلوكیه به شما اعلام می دارم . ویزیگس معروفترین سفیر ایران ، چون سخن نیشدار كراسوس را شنید . پوز خندی زده كف دستش را نشان كراسوس داده و گفت : كراسوس ، اگر در كف دست من مویی ببینی ، سلوكیه را هم خواهی دید .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 23 شهریور 1396 02:12 ب.ظ
I all the time emailed this web site post page to all my contacts, because if like to read it afterward my contacts will too.
شنبه 4 شهریور 1396 09:51 ق.ظ
Way cool! Some extremely valid points! I appreciate you writing this write-up plus the
rest of the site is very good.
سه شنبه 17 مرداد 1396 07:01 ق.ظ
I do agree with all the ideas you've offered for your post.
They're really convincing and can definitely work. Nonetheless, the posts
are very short for novices. May just you please lengthen them a bit from
subsequent time? Thank you for the post.
یکشنبه 27 فروردین 1396 10:55 ق.ظ
Right here is the perfect webpage for anybody
who wants to understand this topic. You know a whole lot its almost hard to argue with you (not that I really will need to…HaHa).
You certainly put a brand new spin on a topic that's been discussed for years.
Wonderful stuff, just great!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر